سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
114
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
گرفت شام را به دليل آنكه ديگر در آنجا محرمى ندارد ، ترك كند . على بن عبد اللّه او را به عقد نكاح خود درآورد تا محرم او شود ، بهويژه آنكه اين زن از خاندان بنى هاشم بود . وليد از اين ازدواج خشمگين شد ؛ چرا كه همسر پدرش در حكم مادر او بود . از اينرو ، على بن عبد اللّه را خواست و با تندى او را توبيخ كرد ، سپس هفتاد تازيانه به او زد و از شام تبعيد و به اقامت در حميمه مجبورش كرد . او اجازه خروج از آنجا را مگر در ايام حج نداشت . « 1 » اين برخورد كه بين خليفه اموى ، وليد بن عبد الملك و زعيم عباسيان ، على بن عبد اللّه روى داد ، آغاز دشمنى شديد بين خاندان عباسى و دولت اموى بود . على بن عبد اللّه به سبب تازيانههايى كه به او زده شد ، به شدت غضبناك شد و بر خليفه و دولت اموى تاخت و در پى كسب خلافت براى عباسيان شد . چون اين سخنان على به وليد رسيد ، بر او خشمگين شد و دستور داد مجددا دستگيرش كرده و تازيانه بزنند و سپس بر پشت شترى بنشانند و در راهها بگردانند ، تا رسوايىاش بر همه معلوم شود . در طى مسير منادى بانگ مىزد كه اين على بن عبد اللّه دروغگو است ! سپس او را در حميمه تحت نظر قرار داد و مدت ده سال در آنجا بود تا وليد وفات يافت و على توانست دوباره در شهرهاى شام رفت و آمد كند . « 2 » روستاى حميمه به مرور زمان پيشرفت كرد و به يكى از شهرهاى شام تبديل شد ، در حالى كه رنگ و روى عباسى داشت ؛ چرا كه غالب فرزندان عباسى به آنجا آمدند و زاد و ولد ايشان به كثرتشان انجاميد ، و حتى على بن عبد اللّه به غير از دخترانش ، 22 فرزند پسر از خود به جاى گذاشت كه مشهورترين آنان محمد بن على بود ، وى هميشه همراه پدر بود و بين مردم به تقوا و ورع و علم و كرم شهرت داشت . پسر بزرگ محمد ، ابراهيم نام داشت كه مادرش كنيزى بربرى به نام سلمى بود . او از اين كنيز صاحب پسر ديگرى به نام موسى شد . همچنين در سال 95 ق از كنيز بربرى ديگرى به نام سلامه ، پسرش عبد اللّه به دنيا آمد كه همان ابو جعفر منصور است . پس از گذشت نه سال ، فرزندش چهارمش از همسر
--> ( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 438 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 439 .